خرید بک لینک

من و تو...

من و تو هردو عاشقانه هایمان را مدیون پاییز هستیم... همین پاییز بود که با خش خش برگهایش روی کوچه ی احساسمان قدم گذاشت... همین پاییز بود که با هزار نقش فریبده از برگهایش ما را چون بلبلی مست و شیدا کرد... همین پاییز بود که با زوزه ی بادهای سرگردانش ترانه های عاشقی را در زیر گوش مان نجوا کرد... همین پاییز بود که با بارش های تند و دل انگیزش باغچه ی احساسمان را سیراب کرد... من و تو هر دو عاشقانه هایمان را مدیون پاییز هستیم....

برچسب: نویسنده: ابوالفضل فدایی تاريخ: پنجشنبه 19 شهريور 1405 ساعت: 1:35

نسیم عشقتهمانند خونی در درون رگهایمجاری شدیو من از تو جانتازه ای گرفتم ...وقتی چشمانتطلوع می کندهمچون گل آفتابگردانی،خیره به تماشای تو می شومو هر گاه نسیم عشقتبه من می وزد،نفس تازه ای می گیرم ...بیا و با آمدنتادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ابوالفضل فدایی تاريخ: شنبه 17 اسفند 1398 ساعت: 1:10

آرزوی وصال یار******************************* امشب از عشق تو افسانه شدمدر تب عشق تو دیوانه شدم پرم از خیال شمع و گل و شعرمن به دور تو چو پروانه شدم بس کن این آشفتگی ها را عزیزاز غمت راهی میخانه شدم روز و شب در آرزوادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ابوالفضل فدایی تاريخ: شنبه 17 اسفند 1398 ساعت: 1:10

عاشقانه ها******************************************** شبخیالت راقطره قطره بر روی مزرعه دلم می پاشم تا بذردوست داشتن سبز بماند.................................اقلیم آب و هوایت را دوست دارموقتی که موسم بادهایعاشادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ابوالفضل فدایی تاريخ: شنبه 17 اسفند 1398 ساعت: 1:10

ترنم عشق

سکوتت را
دوست دارم...
وقتی تمام گنجشکان
ترنم عشق را بر لبانت بوسه می زنند....

به قلم :
#زهرا میرزایی(ارنواز)

سه شنبه 22/مرداد/1398

برچسب: نویسنده: ابوالفضل فدایی تاريخ: شنبه 17 اسفند 1398 ساعت: 1:10

کیمیای عشق آن زمانی که پنجره ی نگاهت را به سمتممی گشایی و مرا به خانهی دلت دعوت می کنی...و ترنم عشق را در تار و پود جانم می نوازی...و با دو فانوس چشمانتنهانخانه ی تاریک دلم را روشن می کنی...و هزاران بلبل خفتادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ابوالفضل فدایی تاريخ: شنبه 17 اسفند 1398 ساعت: 1:10

پاییز عشق تو چه زیبا بودپاییز عشق تو چه زیبا بودبا تو جهان مانند رویا بود هر لحظه شور عشق من با تومانند رقص موج دریا بود ماه نگاهت بر دلم تابیدانگار نور عشق پیدا بود اوج طنین واژه های تومانند بلبل مست و شیدا بود چون پرتوی سوادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ابوالفضل فدایی تاريخ: شنبه 17 اسفند 1398 ساعت: 1:10

من و تو... من و تو هردو عاشقانه هایمان رامدیون پاییز هستیم...همین پاییز بود که با خش خش برگهایش روی کوچه ی احساسمان قدم گذاشت...همین پاییز بود که با هزار نقش فریبده از برگهایشما را چون بلبلی مست و شیدا کرد...هادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ابوالفضل فدایی تاريخ: شنبه 17 اسفند 1398 ساعت: 1:10

بیچاره دلم!!!

من از تو می نویسم...

در کنج ویرانه ی دلم.
بیچاره دلم !!!
از ازل به جرم دوست داشتنت...

به حبس ابد محکوم شده است.

به قلم :
#زهرا_میرزایی (ارنواز)


آبان 98

برچسب: نویسنده: ابوالفضل فدایی تاريخ: شنبه 17 اسفند 1398 ساعت: 1:10

تو سکوت سرد خونه تو سکوت سرد خونهتا دلت گرفت بهونهوقتی از چشات دوبارهغم داره آروم می بارهبدون که عاشق شدیغرق شقایق شدیاز دنیا فارغ شدیوقتی که با چشمکای ستارهپر میشه شبهای تو از خاطرهبدون که پاییز شدیاز عشق لبریز شدینادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ابوالفضل فدایی تاريخ: شنبه 17 اسفند 1398 ساعت: 1:10

هیچ نقاشی

جز چشمان تو

نمی تواند طرح عشق را

عاشقانه روی قلبم بکشد...

#زهرا میرزایی(ارنواز)

برچسب: نویسنده: ابوالفضل فدایی تاريخ: يکشنبه 5 اسفند 1397 ساعت: 0:36

" ای بهترین در دنیایِ من بابابزرگم " * * * * * *کاش امشب مهمانِ قلبِ بی سامانم تو بودی .... کاش خواب را تا سحر قربانِ قدومِ تو میکردم ( بابابزرگم ) کاش پشتِ پِلکهایِ خیسم سیلِاشک می شد روان .... محادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ابوالفضل فدایی تاريخ: يکشنبه 5 اسفند 1397 ساعت: 0:36

مثل پرستوی

جا مانده از سفر

دلتنگتم...

#زهرا میرزایی(ارنواز)

برچسب: نویسنده: ابوالفضل فدایی تاريخ: يکشنبه 5 اسفند 1397 ساعت: 0:36

حکایت من و اون پرنده ی توی قفس یکیهغم و درد من و اون پرنده کی میدونه که چیه...درد ما نهفته در دل اما...هیچکس نمیدونهواسه گوش کردن حرفاااا میارن هی بهونه...#زهرا میرزایی(ارنواز)ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ابوالفضل فدایی تاريخ: يکشنبه 5 اسفند 1397 ساعت: 0:36

خوش بحالت پرنده...!!!دو تا بال داریکهبه تمام دنیا می ارزد... #زهرا میرزایی(ارنواز)ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ابوالفضل فدایی تاريخ: يکشنبه 5 اسفند 1397 ساعت: 0:36

صفحه بندی